چهارشنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۸

شاملو

گر بدين‌سان زيست بايد پست
من چه بي‌شرم‌ام اگر فانوس ِ عمرم را به رسوائي نياويزم
بر بلند ِ کاج ِ خشک ِ کوچه‌ي ِ بن‌بست.
 

گر بدين‌سان زيست بايد پاک
من چه ناپاک‌ام اگر ننشانم از ايمان ِ خود، چون کوه
يادگاري جاودانه، بر تراز ِ بي‌بقاي ِ خاک.

تلاش مداوم

در تلاش مداوم برای پیوند با زندگی هستم-واقعا مثل اینست که لحظاتی از زندگی جدا و لحظاتی به آن متصل می شوم با علم  به این که همه چیز بیهوده است سعی در دل دادن و دل خوش کردن تلاش بسیار مشکلی است.