حلقه افتاد پس از طرح سوال
ابدی شد قصه هجر و وصال
آدمی مانده و آیا و محال
بی کرانه است دریا کوچیکه قایق من
(اشعار حسین پناهی )
حلقه افتاد پس از طرح سوال
ابدی شد قصه هجر و وصال
آدمی مانده و آیا و محال
بی کرانه است دریا کوچیکه قایق من
(اشعار حسین پناهی )
شاید هیچ لذتی از لحاظ مدت و کیفیت به پای موسیقی برای من نرسیده است.(( گاه نیکبختی به اندک چیزها وابسته است)).
ذهن خود آگاه را می توان مثل یک پایگاه داده از قوانین فرض کرد که مدام در حالت منطقی کردن و منسجم کردن کلیت قوانین است. در حالی که ذهن نا خودآگاه انسان اساساٌ منطقی نیست.
هر کی هرچی میگه از حودشه ،تنها حقیقتی که برای هر کس وجود داره خود همون شخصه ، همه مون بی اراده از خودمون صحبت می کنیم حتا در موضوعهای خارجی احساسات و مشاهدات خودمون رو به زبون کسون دیگه میگیم.
صادق هدایت .
چه زیبا گفته است خیام :
نه حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین اندر دو جهان که را بود زهره این
قومی متفکرند اندر ره دین قومی به گمان فتاده در را یقین
می ترسم از آن که بانگ آید روزی که ای بیحبران راه نه آنست و نه این
این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت
هرکس سخنی از سر سودا گفتن زان روی که هست کس نمی داند گفت
انسان دائم در حال فریب خوردن است. منظورم اینست که هیچ لذتی اگر دقت کنید خودش و فقط خودش آنقدر مهم نیست که انسان برای آن وقت بگذارد .بلکه انتظار و ذهنیت انسان از آن موضوع است که کشش لازم را ایجاد می کند . یعنی همیشه ذهن ما از یک واقعیت خارجی موضوعی جدید در ذهن ساخته و با آن ذهنیت لذت می برد. . ذهن انسان با آراستن و پیچیده کردن و ابعاد جدید به قضیه از ان موضوع یک موضوع مهم میسازد.در مورد تمام مسائل زندگی مثل مقام و پول و شهرت همین موضوع صادق است.